میگن تو جهنّم ... یه فرشته ای هست به نام کرمـــائـــیــل ؛ روزی چندبار میات ازت می پرسه :یکشنبه ها بعد از ناهار چی داشتی ؟؟؟ " آشنایی با ساختمان و ویژگی های  مواد کنتراست در تصویر برداری پزشکی "...یه کم میگذره ...  راستــی آقای ابراهیم نیا استاد چی تون بود ؟؟؟ " آشنایی با ساختمان و ویژگی های  مواد کنتراست در تصویر برداری پزشکی "... چی ؟؟؟ " آشنایی با ساختمان و ویژگی های  مواد کنتراست در تصویر برداری پزشکی "...هان ؟؟؟ " آشنایی با ساختمان و ویژگی های  مواد کنتراست در تصویر برداری پزشکی "...یه پا مدرّسان شریفیه واسه خودش...

 

میگن تو بهشت ... استادا یه ربع که درس میدن میگن : خُب یچه ها جووونی می خواین خسته نباشم ؟؟؟

 

میگن تو بهشت ... اینقده دانشکده  بزرگه  که ... وخـــتــی تو تایم استراحت از کلاس میای بیرون شونصد بار از "یه جا " رد نمیشی.... باااااور نمـی کنـی  ... به مولا...

 

میگن تو جهنّم ... استاد بابک میاد .. نامه ی اعمالت رو که به زبان انگلیسیه میده دست چپــت ... بعدش شروع میکنه  ترجمه ی نامه ی اعمال + لغات درس 1 تا 6 + آسپرین و ماسکیتو  رو می پرسه ....عــاقــا ما جواب میدیم  ... جهنمی های انگلیسی  خودکشی میکنن ...

 

میگن  تو بهشت ... " پــیـــرا " رو راه نمی دن ... ... ... ...

ما پــیـــراپـــزشکی ها داریم میریم بهشت "پزشکی " میشیم ...

 

میگن تو بهشت ... سر جلسه های آناتومی عملی ...هــــــر اســتـــادی تــک بــیــااااااره اون تـشــریــح مــیــیــیــیــیــیــیــشه ... دانشجویان برای استاد " ک . خ " برنامه ی ویژه ای دارند ...

 

میگن تو بهشت ... پسرای کلاس هم می تونن مقــنــعه بپوشن ...!!!

تقلــّب با هنــدزفـــری اجر اعمال صالحشونه... آااااخ قیافه شون  با مقنعه دیدنیه ...

 

میگن تو بهشت ... استاد ابراهیم نیا خود خودش کلاس رو تعطیل میکنه بچه ها رو میبره شــب شــعــر ....

 

میگن تو بهشت ...یه فرشته جلو در وایستاده ، اسمش " بــــابــــوئــیـــل " ...پرتوشناس ها که میرن تو میگه  : درووود بر رادیولوژی ... درووود...

 

میگن تو بهشت ... ســـلـف دانشکده اینطوریه که ...پشت میز میشینـــی ...دوبار دست میزنـــی ... آقای دلدار ...مِــنو رو میگیری ... پیترا پپرونی با سس اضافه لطفا...

                                                  


تاریخ : سه شنبه 25 آذر 1393 | 12:47 ق.ظ | نویسنده : زهرا قرائی | نظرات

فقط یه ترمک رادیو ...

 

فقط یه ترمک رادیو می تونه به بهونه ی جلو عقب کردن اسلایــدا کــــــــلّ زنگ رو subway surf بازی کنه.....!!!

فقط یه ترمک رادیو می دونه یه استادی داریم واسه یکی مـــامــانه ...واسه یه سری نامادری سیندرلا....به خصوص اون وختی که میگه "یکی از آقایون یا خانومای ردیف آخــر بگه که...؟؟؟ "

فقط یه ترمک رادیو می تونه ناهار میرزاقاسمـــــی دوشنبه ها رو فقط به خاطر مـــوزش رزرو کنه...!!!

فقط یه ترمک رادیو می تونه نفهمه شب بازی ایران-آرژانتین اســـتــرس امتحان بهداشت رو داشته باشه یا شوت های مســـی رو ....

فقط یه ترمک رادیو می تونه  شیـــریـــنی این سوال رو حس کنه که " استااااد...با حرف بــزرگ بنویسیم یا کوچیک....؟؟؟

فقط یه ترمک رادیو(از نوع خوابگاهیــــش) درک می کنه تو هر شهری که مامانـــت اونجا نباشه تا همیشه غـــریبــــی.... حالا هرچقدهم لنگرود رو دوس داشته باشی....!!!

فقط یه ترمک رادیو می تونه متوجه این اثبات بشه:

آقای نجف زاده=خودِمختار=اعصاب خود مختار

Ali.N = A.N = Autonomic Nervous =

...

نتیجه:     Ali.N =آقای نجف زاده

فقط یه ترمک رادیو می تونه بفهمه چه امتحــــان خوبی میشه امتحانی که آقای بابویــــه مراقبــــــش باشه.....!!!

فقط یه ترمک رادیو می تونه با روپوش سفیـــد بره و با روپوش سفیـــد هم برگرده ..... ینی رشتمون خییییییلیییی تمـــــیزه ها......خییییییلییی....

فقط یه ترمک رادیو(از نوع خوابگاهیش) می تونه بفهمه ،هر دفه وقت خدافظی ،چه سخته دیدن اشکـــای بــابــا وقتی سعی می کنه ازت پنهونـــــشون کنه....!!!

فقط یه ترمک رادیو می تونه از داشتن فقط دوتا دســت و دو تا پــا خوشحال باشه....واااااای اگه بیشتر از این بود آناتومی مون چی می شد.....؟؟؟

فقط یه ترمک رادیو می دونه چه تلخه طعم شکلاتــــــایی که آقای ناپیوسته ی هوشبری دوبار سر کلاس آی تی گوشیـــــش زنگ خورد و نیاورد.....

فقط یه ترمک رادیو می دونه 11 خرداد روز کلاسیـــه فـــلفـــله.....روزی که کشف شد با تندی فلفل بعضیا مخاطــــشون هم می سوزه....

فقط یه ترمک رادیو می دونه وختی دلش واسه همکلاسیــــاش تنگ می شه کافیه بیاد به وبـــلاگ سر بزنه...

فقط یه ترمک رادیو می دونه سر کلاس اندیشــــه ساعت هم با ما چرت می زنه.... به اندازه ی نیم ساعت می خوابیـــم ....چشمامـــون رو که باز می کنیم می بیــنیـــم پنج دقیـــقه گذشته.....

فقط یه ترمک رادیو می دونه اونایی که به رشتمون میگن" راحتـــولوژی" تاحالا یه اسیلوسکوپ رو از نزدیک ندیدن....

فقط یه ترمک رادیو می دونه چه شیرینه دخترونه صدا کردنه پسرا ((یکتا،یگانه، عفّت))...پسرونه صدا کردنه دخترا ((سیاوش،اسکندر(اسی)، عیسی))....

فقط یه ترمک رادیو می تونه سر کلاس آی تی "مِــــش کردن" یاد بگیره......حیف که ترم تموم شد وگرنه به make up  و شینیون هم می رسیدیم......آاااخ..آخ...آخ...آخ...

 فقط یه ترمک رادیو می تونه بعد یه مدّت جوووووووری موهــاشــو دیــزلــی اصلاح کنه که استاد نشناســتشــــو متعجّــبانه بپرسه :شما جلسه ی پیش هم حاضـــر بودین......؟؟؟



 



تاریخ : شنبه 14 تیر 1393 | 09:37 ق.ظ | نویسنده : زهرا قرائی | نظرات
تاریخ : شنبه 17 خرداد 1393 | 02:00 ق.ظ | نویسنده : زهرا قرائی | نظرات

 "دقّت کردین" حذف شده بود......دوباره گذاشتمـــــــش.....

 


ادامه مطلب
تاریخ : دوشنبه 5 خرداد 1393 | 11:12 ب.ظ | نویسنده : زهرا قرائی | نظرات

به ســلامتــــــی...

سلامتی گربه های دانشکده که یه جوری به آدم نیگا نیگا میکنن انگار ما گربه ایم اونا دانشجو........

سلامتی استاد عابدین زاده که امتحان نگرفت ؛ انتقام گرفت ........اوووووووووف......

سلامتی اونایی که کل گزارشکارو خودشون نوشتن ولی تو قسمت اعضای گروه اسمشون رو گذاشتن آخر.....

سلامتی اونایی که با چنگ و دندون سرویس رو نگه داشتن تا رفیقشون جا نمونه......

سلامتی پسرای کلاس ؛ بخاطر بلا بودن یکیشون استاد صیحانی خواست از همه شون یکی یه نمره کم کنه ولی مردونه پشت رفیقشون موندن و اعتراضی نکردن.......سلامتی هرچی با مرامه

سلامتی دخترای کلاس ؛ وختی یکی شون دیر اومد یه جوری تو تایم استراحت آوردنش تو که استاد اصن نفهمید اون از اوّل نبوده..........سلامتی با معرفتا

سلامتی استاد رمضانی که بهمون یاد داد واسه انگلیسی سه تا لهجه داریم:اَمِــریکَـــن ، بیــــریتیــش ، رَمِضانیش ...

سلامتی آقای فیزیک پرتو ها که پسرا رو بیرون کرد تا ما هم جوّ کلاس مامایی ها رو تجربه کنیم......خاطره شدا ................!!!!!

سلامتی اونایی که جوونی کردنو بلدن؛کلاسا رو میپیچن میرن جشن پرستاری،شب شعر،فیلم شیار 143،جشن عید تا عید.... سلامتی همه ی پایه ها...

سلامتی اونایی که یه جوری به استاد پورمحمّد گوش میکنن که انگار واقعا می فهمن چی می گه......

سلامتی اونایی که فکر کردن نظرسنجی وبلاگ جایزه داره ؛ اینقدر رای دادن که آمار "تعداد نفرات شرکت کننده " به 3،2 برابر جمعیت کلاس رسیده...

سلامتی اونایی که هنوز که هنوزه اگه تو گروه آناتومی عملی ، هومروس و فمور رو بدی دستشون نمی دونن کدومش کدومه....

سلامتی اونایی که از ژتون خوری که دراومدیم با اعتماد به سقف کامل رفتن پای دستگاه رزرو و از کسی نپرسیدن "این دستگاه چجوری کار میکنه.....؟؟؟؟

سلامتی اونایی که از 24 ساعت شبانه روز ، 25 ساعتشو تو وبلاگــــــــــن تا سریع بَرا پُست جدید رفیقشون کامنت بذارن که ثابت کنن آره رفیق به یادتم ... واسم مهمّی....

سلامتی اونایی که تو آزمایشگاه فیزیولوژی اون وخت که خانوم رجایی می پرسیدن "کی خون میده؟"....هرچند دردشون می اومد ولی رگشونو میاوردن جلو و می گفتن:مـــــــن......سلامتی اونایی که تو راه رفاقت از خونشون گذاشتن تا درد کشیدن رفیقشونو نبینن....

سلامتی اونی که تو راهرو با صدای بلند آقای بابویه رو صدا میزد ....... خدا خیرش بده بیدارمون کرد ...

سلامتی اینترنت دانشگاه که حلزون بهش گفته من میرم تونستی پشت سرم بیا......

سلامتی بچه های خوابگاهی ؛ دلشون که تنگ میشه خودشونو میزنن به خواب ، پتو رو میکشن رو سرشون ، آروم و بی صدا گریه میکنن.....آاااااه.....

سلامتی ساعت بهداشت که سر زنگش بود که فهمیدیم فلسفه آفرینش هندزفری چی بوده...

سلامتی اونایی که اهل تک خوری نیستن ؛ مطلب قشنگ که پیداکنن میذارن تو وبلاگ تا هم کلاسیاشونم لذت ببرن...

سلامتی آقای رضایی  ؛ توهم مشترکمون ؛ تنها کسی که سر کلاس آی تی همیشه حاضره.......

سلامتی آقای بابویه ؛ زحمتی که میکشه از رئیس دانشکده بیشتر نباشه کمتر نیست...... درود بر آقای بابویه ..درود....

سلامتی آقای آی تی ، این همه اطلاعات داره و یه عالمه مطلب بلده ولی هنوز فامیلی منو یاد نگرفته ...... هرجلسه صدام میکنه خانوم حضور غیاب ....خانوم چیز .....

سلامتی اون گاوی که صدای "ما ما" کردنشو سرکلاس میشنویم ...اتّحادمونو بهمون یادآوری میکنه که تا همیشه "مـــــــــا"ایم ...واسمون "من" بی معنیه...سلامتی"مـــا"

سلامتی خانوم بهداشت که خودش اسلایدهارو از رو میخوند اما توقع داره ما واسه امتحان جزوه 60 صفحه ای شو حفظ کنیم ...

به سلامتی اونایی که موقع درس خوندن ....ما رو میفهمن .....درکمون میکنن ... بیدارمون نمیکنن..........

به سلامتی اونایی که خودشون از حشر ه ها وحشت دارن ولی وقتی یه سوسکی میاد تو اتاق ؛ به رفیقشون میگن : تو نترسیــــــــا............... من میکشمش.......!!!!!!!!!!!

سلامتی معلم ریاضی ؛ کودک درونمونو زنده کرد.....کوچمولو موچمولو ها 2 تا 2 تا برین بیرون دیگه .....آخیـــــیـــیـــی...

 

....

....

....

به سلامتی اشعه ایکس که با وجود ناشناس بودن باعث آشنایی ما با هم شد....

 

به سلامتی همه بچّه های رادیو موج یک........!!!!!!!!

                                                    

   



تاریخ : شنبه 3 خرداد 1393 | 05:50 ب.ظ | نویسنده : زهرا قرائی | نظرات

  • آنکولوژی | اخبار وب | تیم بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic